شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمدبه سینه هر کجا ناخن زدم شکل هلال آمد
۲
پس از مرگ ای همایون زاغ افکن استخوانم رادر آن صحرا که روزی بوی آن مشکین غزال آمد
۳
روم در سایه دیوار آن خورشید رخ میرمچو خواهد آفتاب عمر را روزی زوال آمد
۴
نشان نعل های مرکبش جوید سرشک منبلی سایل همیشه مایل صف نعال آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth