شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لله الحمد که آن مه ز سفر باز آمدنورم از آمدن او به بصر باز آمد
۲
از نم دیده صاحبنظران سوی چمنلاله و سنبل او تازه وتر باز آمد
۳
آن جگرگوشه که چون اشک برفت از نظرمخون شد از غم جگرم تا به نظر باز آمد
۴
بندم از جان کمر بندگی او که به لطفبهر خونریزی من بسته کمر باز آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth