شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شد یارب که آن سرو خرامان دیر می آیدسوار چابک من سوی میدان دیر می آید
۲
ز هر سویی سپاهی از پریرویان رسید اماچه حاصل دادخواهان را که سلطان دیر می آید
۳
ز جانم یک رمق مانده ست و تیغش آرزو دارمبه قتل من دریغ آن نامسلمان دیر می آید
۴
نمی دانم چه شد کز ترکش آن ترک عاشق کشبه جانم تیر زهرآلوده پیکان دیر می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth