شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی دولتم مساعد و اقبال بنده بودکان آفتاب سایه به حالم فکنده بود
۲
سرو قدش فلک نپسندید در برمور نی ز باغ عمر همانم بسنده بود
۳
بارنده همچو ابر ازان گشت چشم منکایام وصل یار چو برق جهنده بود
۴
بر شاخ گل که پیش رخش لاف لطف زدخندید غنچه در چمن و جای خنده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth