شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چشم من به خواب و بخت من بیدار بودشب همه شب مونس جانم خیال یار بود
۲
دیدمش در خواب چون بیدار شد بخت اندکیاینقدر زین بخت خواب آلود هم بسیار بود
۳
لعل او در خنده هر باری که شکربار گفتدر برابر چشم من از گریه گوهربار بود
۴
لذت شیرینی گفتار او در جان بماندالله الله این چه لبهای شکرگفتار بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth