شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشدز بهر آمدن آنجا بهانه‌ای باشد
۲
گذاشتم دل صد پاره را به خاک درتکه پیش تیر تو از من نشانه‌ای باشد
۳
من آن نیم که عنان گیریت توانم کردمرادم از تو همین تازیانه‌ای باشد
۴
چه بیم ز آتش دوزخ که گفت واعظ شهرکه آن ز شعله شوقت زبانه‌ای باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth