خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه وصال تو میسر شده باشدچشمم به جمال تو منور شده باشد
۲
ریزم ز مژه اشک دمادم که بشویدگر غیر تو در دیده مصور شده باشد
۳
با هیچ برابر نکنم آنکه سر مندر پای تو با خاک برابر شده باشد
۴
زین بیش مکن سرکشی ای شوخ و بیندیشزان لحظه که آهم به فلک بر شده باشد
صفحهٔ ۱ از ۲