خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که عشق یار به دیوانگی کشیدخط جنون به دفتر فرزانگی کشید
۲
ایزد چو شمع حسن وی افروخت در ازلبر ما رقم به منصب پروانگی کشید
۳
ای من غلام همت آن رند پاکبازکو درد و داغ عشق به مردانگی کشید
۴
ننهند جز به خاطر ویرانه گنج عشقمعمور خاطری که به ویرانگی کشید
صفحهٔ ۱ از ۲