خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد آن مطرب که ما را هر چه بود از یاد بردبادی اندر نی دمید اندیشه ها را باد برد
۲
عمرها در کوی دانش خانه ای می ساخت عقلموج زد طوفان عشق آن خانه از بنیاد برد
۳
لذت غم های عشقت در مذاق جان نشستآرزوی شادی و عیش از دل ناشاد برد
۴
گوش بر افسانه گردون منه کین کوزپشتلعل شیرین را به افسون از کف فرهاد برد
صفحهٔ ۱ از ۲