شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آهوی چشم تو دل شیران دین بردآهو که دید کو دل شیران چنین برد
۲
گردد ز تاب مهر تو رخشنده اختریهر پاره دل که آه به چرخ برین برد
۳
واعظ که وصف خلد همی کرد و شرم داشتپیش لبت که نام می و انگبین برد
۴
ندهند نیم جرعه به صد ساله زهد کیستکین قصه را به زاهد خلوت نشین برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth