شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاست هر سو فتنه گویی فتنه جوی من رسیدبر سمند ناز ترک تندخوی من رسید
۲
باد عنبربو چرا شد گرد مشکین بهر چیستگر نه از صحرا غزال مشکبوی من رسید
۳
اشک خونین بر رخ زردم نشانی بیش نیستزانچه در شبهای تنهایی به روی من رسید
۴
تیغ او را داده اند آب از زلال زندگیجان دیگر یافتم چون بر گلوی من رسید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth