شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت آن شد کز فلک زرین حمایل بگسلندرشته پیوند مهر از مهره گل بگسلند
۲
حاصل این سیر دوری چون همه سرگشتگی ستزنگ های انجم از فیروزه محمل بگسلند
۳
چون نه بر حسب مراد افتد نتایج را ظهورنسبت تاثیر فاعل را ز قابل بگسلند
۴
سلک نظم هستی آمد عاشقان را سلسلهفرخ آن ساعت که مجنونان سلاسل بگسلند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth