خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الله الله ز کجا می رسد آن غیرت حورهمچو خورشید فروهشته به رخ برقع نور
۲
می خرامد ز سراپرده اجلال بطونتا زند جلوه کنان خیمه به صحرای ظهور
۳
می گشاید ز سر گنج گرانمایه طلسمتا دهد حاصل آن گنج به هر مفلس و عور
۴
هر کجا سایه زلفش همه دام است و فریبهر کجا پرتو رویش همه عیش است و سرور
صفحهٔ ۱ از ۲