شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطی ست بر گل رویت ز مشک تر مسطورکه باد آفت چشم بد از جمال تو دور
۲
به ملک حسن سلیمان تویی و لب خاتمبه گرد خاتم تو صف کشیده مشکین مور
۳
خمار چشم تو دارم ز جام لعل لبتبه یک دو جرعه ببخشای بر من مخمور
۴
تو در میان و برای تو هر شبی گردانفلک به گرد زمین با هزار مشعل نور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth