شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد به زلفش دل شکسته اسیررب سهل علیه کل عسیر
۲
صبر اندک غم فراوان استآنچه دارم من از قلیل و کثیر
۳
پیر من خم باده کهن استمستفیضم ز فیض باطن پیر
۴
رفتی از چشم و حاضر است خدایکه نیی غایبم ز پیش ضمیر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth