شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید است و دارد هر کسی عزم تماشای دگرما را نباشد غیر تو دل در تمنای دگر
۲
صد خوب پیش آید مرا خاطر نیاساید مرازینها چه بگشاید مرا چون عاشقم جای دگر
۳
نی ره مرا در خانه ای نی جای در کاشانه ایهر لحظه چون دیوانه ای گردم به صحرای دگر
۴
بگداخت از غم جان و تن چندان نخواهم زیستنمی بین به رحمت سوی من امروز و فردای دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth