خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ز فتنه تو را هر طرف سپاه دگرز ظلم چشم تو هر گوشه دادخواه دگر
۲
کجا روم که ز دست غمت کنم فریادکه نیست جز تو درین ملک پادشاه دگر
۳
چو جان دهیم ز غم غیر خار نومیدینروید از گل ما بیدلان گیاه دگر
۴
گهی که بر سر راه تو منتظر باشممکن به رغم خدا را گذر به راه دگر
صفحهٔ ۱ از ۲