شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوزماند تن از کار و جان طالب جانان هنوز
۲
رسته دندان گشاد رخنه حرمان و منکام طلب از لب تنگ دهانان هنوز
۳
تن شده مویی و مو گشته سفید و دلممویه کنان از غم موی میانان هنوز
۴
مرده صدساله را مژده تو جان دهدلب نگشاده به آن مژده رسانان هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth