شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید شد هر کس ز یاری عیدیی دارد هوسعید ما و عیدی ما دیدن روی تو بس
۲
عید مردم دیدن مه عید ما دیدار توهمچو عید ما مبارک نیست عید هیچ کس
۳
پرده گفتی افکنم پس روز عید از پیش رخعید شد آن وعده را دیگر میفکن پیش و پس
۴
صدق ما چون روشنت شد آخر ای خورشید رویهمچو صبح از مهر دل با ما برآور یک نفس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth