شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فغان ز ابلهی این خزان بی دم و گوشکه جمله شیخ تراش آمدند و شیخ فروش
۲
شوند هر دو سه روزی مرید نادانیتهی ز دین و خرد خالی از بصیرت و هوش
۳
نه بر برون وی از لمعه هدایت نورنه در درون وی از شعله محبت جوش
۴
گهی که در سخن آید هوس کند سامعکه کاش ازین هذیان زودتر شود خاموش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth