خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر من کاش بودی خاک راهشمگر گشتی لگدکوب سپاهش
۲
به جان دادن اگر کردیم تقصیرکنون هستیم از جان عذرخواهش
۳
شبم شد روشن از رویش بدانسانکه روزم تیره از زلف سیاهش
۴
به شکل او هلاک خویش خواهمرقیبا برشکن طرف کلاهش
صفحهٔ ۱ از ۲