شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشتی مرا ز هجر رخ جانفزای خویشای ناخدای ترس بترس از خدای خویش
۲
زاهد که جا به گوشه محراب می کندگر بیند ابروی تو نماند به جای خویش
۳
حیف است بر زمین کف پای تو فرش کناز پرده های دیده من زیر پای خویش
۴
کوته فتاد رشته عمرم خدای رایک تار مو ببخش ز زلف دو تای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth