خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظلذت می مست داند هوشیاران را چه حظ
۲
ای امید ما همه از تو به نومیدی بدلغیر نومیدی ز تو امیدواران را چه حظ
۳
یافت با سنبل ز جعد مشکسایت شمه ایورنه از طوف چمن باد بهاران را چه حظ
۴
خاک پایت گر نباشد جای بالین زیر سربر سر کوی تو شبها خاکساران را چه حظ
صفحهٔ ۱ از ۲