خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حدیث ماه رخت شد تمام در مطلعکشیده قصه زلفت دراز تا مقطع
۲
به وصف روی تو یک بیت اگر به هم بندمشود گشاده ز رحمت دری به هر مصرع
۳
مرا بس اینکه شوم منتفع ز مشرب عشقفقیه مدرسه و کسب علم لاینفع
۴
مبین به چشم حقارت که پیر دهقان گفتنرست شاخ گیاهی عبث درین مزرع
صفحهٔ ۱ از ۲