خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کفمطرب زد این ترانه که می نوش لاتخف
۲
خالی ز دوستی نبود هیچ پوستیبر صدق این سخن گواهند چنگ و دف
۳
آیا بود که صف نعالی به ما رسدچون بر بساط وصل زنند اهل قرب صف
۴
بشناس قدر خویش که پاکیزه تر ز تودری نداد پرورش این آبگون صدف
صفحهٔ ۱ از ۲