شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود عقیق سرشکی که ریزم از غم عشقبه چشم اهل محبت نگین خاتم عشق
۲
هنوز صبح وجود از شب عدم طالعنگشته بود که بودم چو صبح همدم عشق
۳
مزن ز گریه ما خنده کآب دیده ماترشحیست ز باران شوق و شبنم عشق
۴
به ترک عشق خرد جهد می کند امابه جهد او نشود سست عهد محکم عشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth