شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر خون که خورد بی تو دل از ساغر فراقبگشاد از رگ مژه ام نشتر فراق
۲
بر چون خوریم از تو که تخم امید وصلدر کشتزار ما ندهد جز بر فراق
۳
در باغ عشق سروی اگر هست و سوسنیآن ناوک بلا بود این خنجر فراق
۴
لاغر تنم به مسند وصل تو چون رسداین رشته هست دوخته در بستر فراق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth