خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز ما را ساخت چون شب تیره آن ماه از فراقچند سوزیم از فراق آه از فراق آه از فراق
۲
آگهند از ماه تا ماهی که هر شب می رودآب چشمم تا به ماهی آه تا ماه از فراق
۳
وصل جانان شایدم روزی شود پیش از اجلیک دو روز ای جان غمدیده امان خواه از فراق
۴
محنت دوری مپرس از ساکنان کوی دوستنازپرورد وصال آخر چه آگاه از فراق
صفحهٔ ۱ از ۲