شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاکدامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک
۲
حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشاندامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک
۳
صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید راگر بود بر اوج گردون ور فتد بر سطح خاک
۴
شوق غالب عشق مستولی ست بر من بعد ازینبر سر آن کوی خواهم رفت مست و جامه چاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth