خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برانم از عقب کوچ کرده خود بوکزند جمازه سعیم به خیمه گاهش چوک
۲
کجا به خیمه گه او رسد جز آن رهروکه گامزن چو جهاز است و بارکش چون لوک
۳
ز آفتاب رخش دور مانده ام شایداگر کبود کنم جامه چون فلک زین سوک
۴
ز فرق ساخته پای و ز تاج زر نعلینملوک بهر سلوک رهش بلوک بلوک
صفحهٔ ۱ از ۲