خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی اشک من و لعل تو یکرنگز تو اندوه من با کوه همسنگ
۲
مرا درج گهر این بس که دارمز پیکان های تو بر سینه تنگ
۳
ز تیغت چهره مقصود پیداستمباد از خون بی دردان بر آن رنگ
۴
حذر زان چشم و مژگان تا کی ای دلدلیران چون گریزند از صف جنگ
صفحهٔ ۱ از ۲