خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که چون غنچه دلی دارم از اندوه تو تنگهمچو گل چند دورو باشی و چون لاله دو رنگ
۲
جنگ من این همه با بخت از آن ست که توبا همه صلح کنی با من دلسوخته جنگ
۳
سر زلف تو به دست دگران می بینموه که سررشته اقبال برون رفت ز چنگ
۴
گریه نقش خط سبز تو نبرد از دل مانشود پاک به شستن ز رخ آینه زنگ
صفحهٔ ۱ از ۲