شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسالچشم خون ریز تو لایسال عما یفعل
۲
بعد عمری لبت ار وعده کامی دهدمغمزه شوخ تو گوید ز کمین لاتعجل
۳
قصد تو غایت جور است و جفا با چو منیغیر هذا بک یا غایة قصدی اجمل
۴
بود صد نخل هوس بیخ فرو برده به دلصرصر عشق تو کرد آن همه را مستاصل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth