خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو صاد است و سر زلف دالبا خود ازان هر دو مرا صد خیال
۲
خواست مصور که کشد نقش توچهره گشادی و کشید انفعال
۳
هست دل سوخته پیش لبتتشنه لبی بر لب آب زلال
۴
حال من از وصف جمالت نکوستگفتم و پیش تو نکووصف حال
صفحهٔ ۱ از ۲