شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مالچشم می مالم مباد این خواب باشد یا خیال
۲
از هلال هجر تو شد چشم خونبارم چو جویبر لب این جو دمی بنشین پی دفع ملال
۳
پیش رویت خط لب گویی ز تاب آفتابسبزپوشان پا فرو کردند در آب زلال
۴
کرده ام در ره نشان پای تو محو از سجودسر نمی یارم بر آوردن دگر زین انفعال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth