خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گلداد مستان را به عشرتگاه بستان بار گل
۲
غنچه هر برگ طرب کز شوکت دی می نهفتکرد با باد بهاری یک به یک اظهار گل
۳
بگسل از دامان مطرب چنگ کز مرغان باغبر سر هر شاخ دارد مطربی طیار گل
۴
غنچه را دل خون شد از کم عمری گل طرفه آنکمی کند زان خون دل گلگونه رخسار گل
صفحهٔ ۱ از ۳