خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشم آورد از چمن باد صبا پیغام گلگفت منشین بی قدح چون لاله در ایام گل
۲
عشرت امروز با فردا مینداز ای حریفنیست چندان فرصتی زآغاز تا انجام گل
۳
نعره مستانه دارد همچو ما بلبل ولیما ز جام گلرخی مستیم و او از جام گل
۴
تنگ شد بی آن گل اندام قباپوشم چمنچون قبای غنچه دیدم تنگ بر اندام گل
صفحهٔ ۱ از ۲