خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من بنده حقیر و تو سلطان محتشمگر در غم تو زار بمیرم تو را چه غم
۲
رنجور گشته ام ز تمنای مقدمتبهر خدا به پرسش من رنجه کن قدم
۳
بر جانم از تو هر چه رسد جای منت استگر ناوک جفاست گر خنجر ستم
۴
سرگشتگان بادیه پیمای عشق راهجر تو ره نمود به سر منزل عدم
صفحهٔ ۱ از ۲