خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زار می نالم و کس نیست که گوید حالمپیش آن ماه که از دوری او می نالم
۲
پای هر جا نهد آن سرو کنم روز به چشمچون شود شب روم و دیده بر آنجا مالم
۳
غنچه گو ناز مکن هر دم و گل نیز که منبلبل باغ توام وز همه فارغ بالم
۴
هست هر برگ گلی بی تو مرا داغ دلیوه که باغ و چمن آتشکده شد امسالم
صفحهٔ ۱ از ۲