خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این چنین واله و شیدا که ز عشق تو منمحاش لله که بود بی تو سر زیستنم
۲
زارم از هجر تو کو بخت که همراه صباخویش را چون خس و خاشاک به کویت فکنم
۳
تا رسیدی به من آواز سپاه تو گهیوه چه بودی به سر راه تو بودی وطنم
۴
جان ندانم که دگر جای کجا خواهد ساختاین چنین کز غم و اندوه تو بگداخت تنم
صفحهٔ ۱ از ۳