شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل شد حریم کویت از اشک لاله گونمباشد هنوز تشنه خاک درت به خونم
۲
از بار دل تن من آمد چو کوه ور نیدر موج خیز گریه مشکل بود سکونم
۳
زد از حباب خیمه گرد من آب دیدهمن با تن کم از مو آن خیمه را ستونم
۴
چاکم چو در دل افتد سوزن چه سود و رشتهکین سوزد آن گدازد از آتش درونم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth