شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می رسد عید و کشته آنمکه کند غمزه تو قربانم
۲
تیغ از کشتنم دریغ مدارکه برآمد درین هوس جانم
۳
قتل عشاق را چه حاجت تیغروی بنما که جان برافشانم
۴
هیچ با زندگی نمی ماندبی تو روزی که زنده می مانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth