شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینمهمه دامان گل چینند و من دامان ز گل چینم
۲
نشسته دوستان در پای گل من هم هوس دارمکه در پای گلی بنشانمت پیش تو بنشینم
۳
همی روبم به مژگان راه تو باشد هواخواهیپس از خواب اجل زین خاک سازد خشت بالینم
۴
زکات حسن خود گویند می بخشی به مسکینانببخشا اندکی جانا که من بسیار مسکینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth