خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هستم ز جان غلامت اما گریز پایمصد بارم ار فروشی بگریزم و بیایم
۲
گاهم رقیب خوانی گاهی سگ در خودآن نام را نخواهم وین لطف را نشایم
۳
دل را صبوری از تو یک لحظه نیست ممکنصد بارش آزمودم دیگر چه آزمایم
۴
بست از تف دلم زنگ آیینه وار گردوناکنون ز صیقل آه آن زنگ می زدایم
صفحهٔ ۱ از ۲