شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیستم چون یار ترکی‌گو ولی تا زنده‌امچشم ترک و لعل ترکی‌گوی او را بنده‌ام
۲
ریزم از شیرین‌زبانی در سخن شکر ولیپیش آن لب از زبان خویشتن شرمنده‌ام
۳
نیست این شکل هلالی زخم ناخن بر تنمنقش نعل توسنش بر سینه خود کنده‌ام
۴
خلقی افکنده سپر از سهم تیر او و منتا نگردد مانع تیرش سپرافکنده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth