شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مسجدی که خم ابروی تو را نگریمنماز را بگذاریم و سجده تو بریم
۲
اگر به کوی تو ما را بود مجال گذربه خاک پای تو کز خلد و حور او گذریم
۳
تو را چو هست به حال شکستگان نظریبه حال ما بنگر کز همه شکسته تریم
۴
ز دست خضر چه سود آب زندگی ما رااگر ز ساغر لعل تو جرعه ای نخوریم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth