خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقم بیچاره ام درمانده امبی دل و بی دین ز دلبر مانده ام
۲
عاشقی با خواب و خور ناید درستلاجرم بی خواب و بی خور مانده ام
۳
تا چو جام می ز دستم رفته ایبا دل پر خون چو ساغر مانده ام
۴
روز و شب در انتظار مقدمتچشم بر ره گوش بر در مانده ام
صفحهٔ ۱ از ۲