خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارمولی تاثر دیگر دارد این سوزی که من دارم
۲
مگر روز تو را شب سازم از بی مهری ای گردونکه بی آن مه ز شب کم نیست این روزی که من دارم
۳
چه رنجاند طبیبم چون بود صد درد را مرهمز تو در سینه هر پیکان دلدوزی که من دارم
۴
چه غم دارم ز تاریکی شبها در درون جانبدینسان آفتاب عالم افروزی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲