شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه بر دل ز غم عشق تو باری دارملله الحمد که باری چو تو یاری دارم
۲
گردم از رخ مبر ای اشک که این عطر وفایادگاری ز سم اسب سواری دارم
۳
باغ من آن سر کوی است و بهار آن گل رویعیش من بین که چو خوش باغ و بهاری دارم
۴
غرقه در گریه خویشم بگشا بند کمرکه ازین موج غم امید کناری دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth