شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشم که رو به ملاقات یار خود دارمامید مرهم جان فگار خود دارم
۲
یکی ست شهر من و شهر یار من امروزهوای شهر خود و شهریار خود دارم
۳
هزار بار شد از خون دل کنارم پرکه کام خویش کنون در کنار خود دارم
۴
بهار عیش مرا تازه ساخت بار دگرنمی که بر مژه اشکبار خود دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth